خانه / اخبار مجموعه / کسانی که موفق به بازدید از مجتمع امام علی (ع) نشدند این گزارش را بخوانند

کسانی که موفق به بازدید از مجتمع امام علی (ع) نشدند این گزارش را بخوانند

در بازدید از مجتمع توانبخشی امام علی (ع) نیاز به محبت و نوازش در بین دخترانی که به صورت شبانه روزی در این مرکز نگهداری می شوند ، موج می‌زد. اکثر مددجویانی که در این سه بخش بودند، یا در کنار مساجد و امامزاده‌ها رها شده یا خانواده‌های‌شان از لحاظ مالی بسیار ضعیف بودند.

تجربه گذراندن ساعاتی از زندگی بین بیش از 200 دختر معلول جسمی – حرکتی مجتمع امام علی(ع) تجربه‌ای تلخ و شیرین است .

«مامان!» اولین کلمه‌ای بود که پس از ورود شنیدم. در تعجب این کلمه از سوی دختری که شاید 10 سال بزرگ‌تر از من بود شنیدم ، مانده بودم که دستش را به سمتم دراز کرد؛ دستش را گرفتم، صورتش را به سمت دستم آورد و هم‌زمان با یاد آوری مسئول همراه که او ناهنجار است، نوازش کرد! چه ناهنجاری لطیفی. مسئولی که همراهی‌ام می‌کرد توضیح داد که همه این دختران معلولیت جسمی و ذهنی دارند که سطح‌شان کمی با یکدیگر متفاوت است. آن‌ها بر اساس سطح بیماری‌شان باید در پنج بخش نگهداری شوند، اما ازآن‌جایی‌که دو بخش به دلیل فرسودگی ساختمان تخریب شده، مجبور شده‌اند آن‌ها را در سه بخش نگهداری کنند.

اولین بخشی که بازدید کردیم، بخش ناهنجارها بود؛ معلولانی که دچار اختلالات عصبی هستند و گاهی خود، دیگران و مراقبان‌شان را می‌زنند، اما آن‌چه من دیدم سراسر مهربانی بود، سراسر کودکی بود که در قالب دخترانی بزرگسال گنجانده شده است. در گوشه‌ای از سالن که برای جا دادن تمام معلولان مجبور شده‌اند تخت‌ها را به هم بچسبانند، تختی را می‌بینم که مانند قفسی کاملاً بسته شده است. به خودم یادآوری می‌کنم که در این بخش افراد ناهنجار هم نگهداری می‌شوند و این عمل برای مراقبت از فرد معلول و سایر افراد است.

تخت‌ها فلزی هستند با رنگ‌های سفید که در بعضی از نقاط از بین رفته‌اند و به دلیل جلوگیری از آسیب‌رسانی، به دور قسمت‌هایی از آن‌ها، ابر و پارچه پیچیده شده است.

هرچند در این بخش بسیاری از دختران نمی‌توانستند حرف بزنند، اما یک نفر آرام گفت: «مامان! بریم خونه؟» «مامان» کلمه‌ای که در چند ساعت حضور من در بین آن‌ها بارها شنیدم؛ آن هم از سوی دخترانی که سنی بالای 14 سال داشتند.

یکی از مددیاران حاضر در این بخش، فضای کار با معلولان را روحانی توصیف کرد؛ فضایی که کارکردن در آن دل می‌خواهد. او گفت: اگر با این دید کار کنید، حتی می‌توان با بچه‌هایی که سطح ذهنی پایینی دارند، ارتباط نزدیک برقرار کرد؛ هرچند سخت است، اما حس روحانی خاصی دارد. مثلاً اگر نیاز فرزانه (اشاره می‌کند به یکی از معلولان) را رفع کنی، دستانش را بالا می‌گیرد و می‌گوید برایت دعا می‌کنم یا تشکر می‌کند و با همین کلام، خستگی را از تن ما بیرون می‌کند.

او در مورد مشکلات ویژه بخش ناهنجارها گفت: این بچه‌ها از لحاظ غذاخوردن، حرکت‌کردن و توانایی ذهنی مشکل دارند. گروهی هم ناهنجار هستند که داروهای اعصاب مصرف می‌کنند. برخی از معلولان ناهنجار خود یا دیگران را می‌زنند یا به مادریاران (کسانی که از این افراد مراقبت می‌کنند)، حمله می‌کنند. برخی بچه‌ها به سختی غذا می‌خورند؛ به‌طوری‌که گاهی حدود یک ساعت در حال غذادادن به یک نفر هستیم. برای حمام‌کردنشان مشکلات بسیاری داریم؛ زیرا این افراد عموماً نمی‌توانند حرکت کنند و سنگین‌وزن هستند، گاهی یک بچه از صبح تا غروب، پنج مرتبه حمام می‌شود که البته  جا دارد از خانمهای خیری که در امر استحمام این عزیزان ما را یاری می کنند هم تشکر کنم .

یکی دیگر از مادریارانی که از این دختران مراقبت می‌کند، در مورد رفتار آن‌ها توضیح داد که برخی محبت خود را با زدن اعلام می‌کنند؛ مثلاً یکی از بچه‌ها زمانی که غذا می‌خورد، اگر بزند یعنی از این غذا خوشش می‌آید. بعد از گذشت چند سال می‌دانیم هرکدام چه ویژگی‌هایی دارند.

همان‌طور که در بین تخت‌ها قدم می‌زدیم و هر از گاهی با معلولی حداقل یک لبخند یا یک سلام رد و بدل می‌کردیم، ساعت نهار آن‌ها رسید. چند مدل سوپ، مخلوطی از برنج و غذاهایی در این سبک آوردند. تنوع غذایی برایم جالب بود و در ابتدا تصور کردم که به معلولان اجازه انتخاب غذا می‌دهند، اما توضیح دادند که در مرکز، متخصص تغذیه حضور دارد و براساس نیاز هر فرد، غذای خاصی به او داده می‌شود.

به طبقه دیگری می‌رویم که تفاوت‌شان با بخش اول مشهود است. آغوش‌ها بیشتر باز و حرف‌ها بیشتر رد و بدل می‌شود. لاک‌های‌شان را با لذت نشانم می‌دهند و می‌فهمم هفته گذشته گروهی آمده و برای آن‌ها لاک زده بودند. بادکنک‌هایی در گوشه و کنار دیده می‌شد که یادگار تولد بود؛ تولدی که هر ماه برای متولدان همان ماه با کیک و موسیقی برگزار می‌شود و هرکدام از معلولان که بتوانند و علاقه داشته باشند، در آن شرکت می‌کنند.

چند اتاق هم بخش درمان را تشکیل می‌داد؛ برخلاف سایر بخش‌ها، معلولان این قسمت آرام روی تخت‌ها خوابیده بودند. پرستاری آمد و مخزن آب دستگاه بخور را پر کرد. سعی کردم آرامش‌شان را به هم نزنم و سریع‌تر خارج شدم. در این بخش، تعدادی از معلولان خیلی ضعیف که به مراقبت‌های ویژه‌تری نیاز دارند، به طور ثابت نگهداری می‌شوند. به جز افراد ثابت، گاهی اگر فردی بیمار شود، به بخش درمان منتقل و درمان انجام می‌شود. افرادی هم که به تازگی از بیمارستان مرخص شده باشند، مدتی در بخش درمان می‌مانند. غذای این گروه جداست، مراقبت‌شان خاص‌تر است و نیروی متخصص‌تری نیاز دارند که بتواند رسیدگی بیشتری انجام دهد.

دختران معلول، مهربان بودند و نیازمند؛ نیازمند دستی که دست‌شان را بگیرد و سقفی که بالای سرشان استوار بایستد. سالن‌های ساختمان توانبخشی امام علی‌ (ع) بیشتر تصویر سوله‌ای چندطبقه را در ذهن تداعی می‌کرد. راهروهای باریک و بلند که در هر کدام چند نقطه از دیوار به شکل مستطیل باز شده بود و به عنوان ورودی به سالن از آن‌ها استفاده می‌شد و چند قسمت به شکل مربع شاید حکم پنجره را داشت. مسئولان این مجتمع در حال ساخت ساختمانی جدید با استانداردهای بین‌المللی هستند که به دلیل کمبود منابع مالی لازم نیمه‌کاره مانده است و برای اتمام آن کمک مالی خیرین را می طلبد.

پس از بازدید از بخش‌های مختلف این مرکز به دفتر حسین زاجکانی‌ها مدیرعامل مؤسسه خیریه نیک‌آفرینان غدیر رفتم. در گوشه‌ای از این دفتر، عکسی از سفر معلولان به مشهد دیده می‌شد. از سفرهای‌شان پرسیدم که گفتند عموماً گاهی تعدادی از معلولان را که تا حدودی قادر به حرکت هستند، به مشهد می‌بریم. علاوه بر آن گاهی تعدادی از دختران معلول را برای استفاده از فضای باز به ویلای یکی از خیرین در لواسان می روند.

 

حسین زاجکانیها هیچ اقدامی را به اندازه بازدید مردم از مجموعه مؤثر ندانست و گفت: درخواست ما از تمام مردم این است که به بازدید این محل و ملاقات بچه‌ها بیایند. سایر کمک‌ها هم به دنبال همین بازدید می‌آید. می‌گویند «ز دست دیده و دل هر دو فریاد – که هرچه دیده بیند دل کند یاد» هرچقدر توضیح دهم که این بچه‌ها در چه وضعیتی هستند، تا زمانی که بازدیدکننده از نزدیک نبیند، تحت‌تأثیر قرار نمی‌گیرد؛ حتی اگر فیلم اینجا را ببینند. در تمام ایام، به استثنای زمان‌هایی که معلولان غذا می‌خورند یا در حالت استراحت هستند، بازدید برای زنان و مردان مشکلی ندارد. اگر خیرین پولی می‌دهند، می‌توانند خودشان در هزینه‌کرد آن نظارت کنند و مطمئن باشند که این کمک‌ها در جای مطمئن و سالمی هزینه می‌شود.

 

 

مدیرعامل مؤسسه خیریه نیک‌آفرینان غدیر اظهار کرد: به‌زعم کسانی که اینجا فعالیت می‌کنند، این دختران معلول، برکت‌هایی هستند که خداوند برای ما قرار داده است که بتوانیم از طریق آن‌ها وظایف انسانی خود را به‌طور شایسته انجام دهیم. اینجا بیش از 200 دختر وجود دارد که عموم آن‌ها از خانواده‌های ضعیف هستند و تعداد بسیاری از افراد نیز سرپرست خانوارشان مشخص نیست؛ زیرا هزینه نگهداری این افراد بسیار بالاست که گاهی تنها راه برای‌شان این است که آن‌ها را کنار مساجد، امامزاده‌ها یا خیابان‌ها رها کنند. ازآن‌جایی‌که این افراد نیز قادر به بیان مشخصات خود نیستند، از طریق نیروی انتظامی، دادستانی و بهزیستی پس از تشکیل پرونده به مراکز تحت پوشش بهزیستی تحویل داده می‌شود.

منبع : مهرخانه

 

راه‌های ارتباط با مؤسسه خیریه نیک‌آفرینان غدیر

مرکز توانبخشی دخترانه مجتمع امام علی (ع): محل زندگی بیش از 200 دختر معلول ذهنی جسمی شدید بالای 14 سال که توسط حدودا 200 نفر مادریار که خود از قشر آسیب‌دیده اجتماع هستند، نگه‌داری و مراقبت می‌شوند. تهران – اتوبان ارتش – روبه‌روی مینی‌سیتی – بلوار نیروی زمینی – خیابان ازگل – خیابان توانبخشی – مجتمع توانبخشی امام علی (ع) تلفن: 24894-021

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *